مرتضى راوندى

433

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قصائد مفصلى دربارهء ويرانيها و تلفات جانى و مالى مردم گفته‌اند تا آنكه به فرمان كريمخان زند ، گروهى از كارگران فنى از ولايات ديگر كاشان آمده به سرپرستى عبد الرزاق خان كاشى ، حاكم آنجا ، نخست حصار و برج و باروى شهر رامرمت و سپس بازار و كوچه و ابنيهء عمومى و مساجدى كه قابل اصلاح بوده تعمير نموده‌اند ؛ چنان كه صباحى بيدگلى پس از تجديد بناى بازار كاشان ، گفته است : كوچه و بازار آن شد آنچنان ويران كه كس * فرق نتوانست كردن اين كدام و آن كدام شد در اندك روز كى بازار آن معمور و يافت * باز ، از معموريش ، معمورهء عالم نظام بار ديگر در سال 1260 هجرى ، زلزلهء مخربى وقوع يافت كه كانون اصلى آن كوهستانهاى بخش قمصر بوده و بيش از 1500 تن از دهقانان را به كام مرگ كشانيده ، بسيارى از ابنيه و ساختمانهاى بزرگ و كوچك را هم منهدم ساخت . » « 1 » مبارزهء كريم خان با گرانى و قحطى در اواخر عهد كريم خان زند « هفت سال پىدرپى ، در فارس ملخ خوارگى و در اصفهان و عراق سن خوارگى شد و در شهر شيراز نان گندم به وزن تبريز به 250 دينار و در اصفهان نان گندم يك من به وزن شاه به 500 دينار قيمت رسيد . همهء عساكر و برايا هراسان و جملهء خلايق ترسان شدند . وكيل الدوله فرمان داد كه در اصفاهان انبارهاى غلهء ديوانى را بگشايند و در چهارگوشهء ميدان شاه ، غله را خرمن نموده و بدور هر خرمنى صد ترازو بگذارند و گندم را يك من به وزن شاه به دويست دينار و جو را يك من به وزن شاه به صد دينار بفروشند . امتثال امرش نمودند . جميع دواب سر كار سلطانى را ، از شتر و قاطر و الاغ ، بجانب رى و قزوين و آذربايجان بردند و از انبار - هاى ديوانى غله بار نمودند و به شيراز آوردند ؛ غله يك من به وزن تبريز به 1400 دينار ، بسبب اخراجات منازل و راه ، وارد شهر شيراز شد . ابناى دولت عرض نمودند ، مقرر بفرما غلهء آورده را يك من به هزار و پانصد دينار بفروشند . از روى غيظ ، بسيار خنديد و فرمود : يك باب دكان علافى و حناطى از براى ما بگشاييد . از قرار تقرير شما ، ما مرد علاف و غله‌فروش مىباشيم . ما لشكر و رعيت خود را مانند اولاد خود دوست مىداريم . مقرر فرمود كه گندم را يك من به وزن تبريز به 200 دينار و جو را يك من به وزن تبريز به صد دينار بفروشند . همهء خلايق از عساكر و رعايا از شر قحط ايمن گرديدند . قانون آن والاجاه اين بود كه در همهء ممالك و بلاد قلمرو ايران ، غلهء ديوانى را در انبارهاى سلطانى ذخيره نگاه مىداشتند و هر سال آن را تجديد مىكردند ؛ و اين قانون پسنديدهء پر فوايد از حضرت يوسف به يادگار مانده . » « 2 » زلزلهء قمصر و قهرود به سال 1260 قمرى در سال 1260 ، زلزلهء شديدى در كاشان روى داد كه موجب خرابى دهات و مزارع و تلف شدن عدهء كثيرى از كشاورزان گرديد . اديب شيبانى شاعر ، در وصف اين زلزله ، مىگويد : اكنون كه شد قيامت موعود آشكار * آن وعده‌اى كه داد ، وفا كرد روزگار

--> ( 1 ) . آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، پيشين . ص 20 - 19 . ( 2 ) . رستم التواريخ ، پيشين . ص 422 - 421 ( به اختصار ) .